سيد علي اكبر قرشي

861

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

شده‌اند ، تربيت شدگانند با سطوت و غلبهء خدا بى آنكه خود اختيار داشته باشند ، در وقت حضور اجل مردگانند و در قبور قرار گرفتگان و بالاخره پوسيده و خاك شوندگان . قسط : به كسر ق عدالت . و آن از مصادرى است كه وصف واقع شوند ، گويند : « رجل قسط » چنان كه گويند : « زيد عدل » آن در ظلم و عدل هر دو به كار رود ، گويند : « قسط الوالى قسطا » يعنى به عدالت رفتار كرد « قسط قسطا و قسوطا » يعنى ستم كرد ، در قاموس و اقرب الموارد گويد : قسط به كسر ق به معنى عدل و به فتح آن به معنى ظلم است . در صورت اول اسم فاعل آن « مقسط » آن و در صورت دوم « قاسط » آيد شش مورد از آن در « نهج » آمده است . دربارهء خلافت خويش فرموده : « فلما نهضت بالامر نكثت طائفة و مرقت اخرى و قسط آخرون . . . » خ 3 49 ، چون به كار خلافت برخاستم ، طائفه‌اى بيعت را شكستند ( يعنى اهل بصره ) و طائفه‌اى ياغى و از دين خارج شدند ( اهل نهروان ) و طائفه‌اى ( اهل شام ) ظلم كردند . و نيز فرموده : رسول خدا صلى الله عليه و آله مر به جنگ اهل طغيان و بيعت شكنان و اهل فساد امر كرده است : « فامّا الناكثون فقد قاتلت و اما القاسطون فقد جاهدت و امّا المارقة دوخّت » خ 192 300 ، با بيعت شكنان جنگيدم ، و با اهل جور ( اهل شام ) نبرد كردم ، و از دين خارج شدگان را كوبيده و ذليل نمودم « يأمرون بالقسط » خ 222 كه منظور عدالت است . قسم به فتح ق و قسمت به معنى تجزيه و افراز است استقسام : طلب قسمت . كلمهء قسمت هم مصدر آمده است و هم به معنى مقسوم ، از اين ماده مواردى در « نهج » آمده است ، در خ 23 64 فرموده : « فان الامر ينزل من السماء الى الارض كقطرات المطر الى كلّ نفس بما قسم لها من زيادة او نقصان » قسم : ( مثل شرف ) سوگند . به زياد بن ابيه مى نويسد : « و انّى اقسم بالله قسما صادقا لان بلغنى انّك خنت من فى ء المسلمين شيئا . . . لاشدنّ عليك شدة تدعك قليل الوفر . . . » نامهء 20 377 ، به خدا قسم اگر بدانم به چيزى از فى ء ما مسلمانان خيانت كرده‌اى چنان بر تو سخت مى گيرم كه چيزى در دستت نماند .